انتخاب صفحه
شماره 4597 - سه شنبه 25 اردیبهشت 1397
شماره های پیشین:

سرمقاله

جامعه شبکه‌ای و شکست سیاست‌های محدودسازی فضای مجازی

 ناهید قمریان *

جوامع امروز به یمن پیشرفت و گسترش اینترنت و رسانه‌های  مجازی از شکل جامعه سنتی مبتنی بر روابط چهره به چهره و فردی تبدیل به جامعه شبکه‌ای شده است که در آن روابط اجتماعی توسط شبکهها و کانالهای ارتباطی مجازی سازماندهی و مدیریت میگردند. این نوع جدید سازماندهي روابط سبب تغییر ماهیت و معنای ساختارهای اجتماعی نیز شده و دیگر نمی‌توان برخی از ساختارهای موجود در جوامع را به همان شکل سنتی حفظ کرد از جمله این ساختارها، نظام سیاسی، نظام خانوادگی، نظام اقتصادی و حتی تعریف فرد و هویت فردی... قابل ذکر می‌‌باشد. با این وجود گسترش و کارآمدی این شبکه‌ها تبدیل به بخشی اساسی از زندگی و در واقع حقوق افراد شده است به گونه‌ای که هر نوع محدودسازی آن نقض حقوق افراد تلقی می‌‌گردد. 
در کشور ما نیز در سال های اخیر شبکه‌های مجازی رشد و محبوبیت چشمگیری پیدا کرده‌اند و تقریبا از تمامی‌اقشار جامعه بخشی از وقت خود را صرف حضور در این فضا می‌‌کنند. فضایی که در کنار برخی آسیب‌ها، خدمات زیادی به مانند اخبار و اطلاعات سیاسی، مسائل اجتماعی، آموزشی، تبلیغاتی، ایجاد برخی مشاغل و... را نیز به کاربران خود ارائه می‌‌دهد. بر این اساس و با یک نگاه کلان و گسترده می‌‌توان گفت فضای مجازی بستری است که حاکمیت می‌‌تواند و می‌باید از آن جهت ارائه آگاهی و رهنمودها به افراد، تشویق و هدایت جامعه به سمت و سوی اجرای سیاست‌های کلی و مد نظر خود، مدیریت برخی بحران‌ها و... بهره ببرد. 
اما اين روزها بحث محدود و مسدودسازي فضاي مجازي به دغدغه اصلي كشور تبديل شده است. در برهه‌اي كه مسائل اصلي جامعه نياز به آسيب شناسي و تمركز فكري تمام نيروهاي سياسي- اجتماعي دارد بخش بزرگي از اين افراد مشغول جدل‌های تلگرام و فيلترينگ شده‌اند. امری که  تألی منطق آن در اولین نگاه و با توجه به وجود سابقه در کشور، عدم موفقیت و ایجاد راه‌های جدید برای استفاده از فضاي محدود شده، خواهد بود.  چرا كه در عصر ارتباطات، محدودسازي فضاهاي مجازي ديگر موضوعيت ندارد. پيشرفت تكنولوژي به گونه‌اي شده است كه در مقابل مسدود شدن يك كانال يا شبكه مجازي خاص انواع جايگزين‌هاي خارجي حتي با قابليت‌هايي بيش از پيش در دسترس افراد قرار مي‌گيرد. بنابراين مقاومت در برابر تكنولوژي تجربه خوشايندي نخواهد بود و يا دست كم نمي‌تواند حداقل انتظارات در اين‌باره را برآورده كند. تجربه فيلتر كردن شبكه‌هاي محبوب مردمي مانند فيس بوك و توئيتر نشان داده كه هر قدر ممنوعيت براي ارتباطات مردم ايجاد شود نمي‌تواند موفقيت‌آميز باشد آن هم در صورتي كه برخي از مسوولان ارشد كشوري از طريق همين مجاری با مردم و همتايان سياسي خود در كشورهاي ديگر در ارتباطند و حتي گاهي كار به نزاع‌هاي مجازي آنها نيز كشيده مي‌شود. 
در نظر داشته باشيم در فضای کنونی جامعه،که با بحران های اقتصادی، مشکلات اجتماعی و سختی‌های پیش رو در سیاست خارجی مواجه هستیم، تلگرام مشكل اصلي كشور نيست. تلگرام در بسیاری از مواقع توانسته مشكلات كشور را به نظر همگان يا حداقل بخش زيادي از جامعه برساند. این موضوع سبب ضرر و زیان و یا محدود شدن عملکرد برخی افراد و نهادها و زنگ خطر زیر ذره بین افکار عمومی‌بودن را ایجاد کرده که با مذاق سیاسی – اقتصادی آنها سازگار نیست.
نبايد منكر اين مسئله شد كه امروزه تمام كشورهاي جهان از طريق اخبار و اطلاعات به انواع روش‌هاي ممكن از جمله همين تلگرام و ساير فضاهاي مجازي سعي در  پيش بردن اهداف و منافع خود دارند كه در اغلب اوقات ممكن است در تضاد يا تعارض جدي با منافع ساير كشورها قرار بگيرد و يا حتي با انگيزه ورود به فضاي فرهنگي سياسي ساير كشورها فعاليت خود را آغاز كنند. اما اين مسئله نمي‌تواند مجوزي جهت محدودسازي حق شهروندان در دسترسي آزاد به اطلاعات و آگاهي از طريق فضاي مجازي باشد. در حاليكه كشورهاي جهان به دنبال ارتقاي تكنولوژي‌هاي ارتباطي و آساني دسترسي شهروندان خود به اطلاعات مي‌باشند، اما متاسفانه در جامعه ما همچنان بحث بر سر وجود يا عدم وجود حق استفاده از تلگرام برپاست. 
بايد بپذيريم در عرصه ارائه سرويس‌هاي خدمات‌رسان مجازي داخلي موفق نبوده و از تكنولوژي روز دنيا در اين حوزه يك گام عقب هستيم بايد اجازه دهيم در فضايي كمتر حساس و با آمادگي بيشتر جايگزين‌هاي مطمئن برای شبکه‌های خارجی ایجاد و ارائه شود. تا مردم خود مايل و راغب به استفاده از اين جايگزين‌ها گردند. هر موضوعي اگر در فضاي آزاد و كمتر اجبارآميز مطرح گردد پذيرش بيشتري خواهد داشت تا زمانی که با جبر سياسي و قانوني همراه باشد. تجربه‌اي كه در رابطه با برخي شبكه‌هاي اجتماعي قبلا كسب شده و به مقاومت مدني مردم منجر شده اكنون دوباره در حال رخ دادن است. به عبارت بهتر عدم اعتماد مردم به پيام رسان هاي داخلي را نمي‌توان با اجبار از بین برد. 
در نهايت بايد گفت كه در جامعه شبكه‌اي امروز و با توجه به آگاهي‌هاي ايجاد شده در جامعه از طريق تزريق اخبار و اطلاعات رسانه‌هاي ديداري، شنيداري مجازي، رشد جريان‌هاي دگرانديش و بيان مسائلي در حوزه نينديشيده‌هاي اعتقادي و سياسي، ديگر ديدگاه‌هاي سنتي مطيع و مطاع براي نسل جديد پذيرش چنداني ندارد. امروز جامعه ما به حدی از بلوغ رسیده که هر حرف و پدیده‌ای را بدون وجود دلیل و برهان شفاف نپذیرد. بر اين اساس نبايد به بهانه تهاجم فرهنگي و محتواي مجرمانه برخي از شبكه‌هاي مجازي جامعه و حاکمیت رو در روي يكديگر قرار بگيرند. چرا كه در همه جا مردم و خواست آنها عنصر اساسي و ماندگار يك جامعه و پيروز هر گونه رويارويي و جدال داخلي خواهند بود. شايد در كوتاه مدت جامعه ملزم به كرنش و پذيرش خواست حاكميت گردد اما در نهايت دستاورد حاكميت چيزي جز بي‌اعتمادي سياسي و اجتماعي نخواهد بود. 
*دانشجوی دکترای علوم سیاسی

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen