انتخاب صفحه
شماره 4640 - چهارشنبه 20 تیر 1397
شماره های پیشین:

مسئولان و دغدغه‌های کودکان معلول 

رقیه بابایی 

هنوز هیچ سازمانی مسئولیت ایجاد نشاط، حس خودباوری و کنار آمدن با معلولیت در کودکان معلول را به عهده نگرفته است. کودکان دارای معلولیت از مظلوم‌ترین و آسیب‌پذیرترین گروه‌های معلولان هستند، افرادی که در جامعه رها شده و مسئولیت آنها به‌طور تمام و کمال به خانواده‌هایشان واگذار شده و خانواده‌های آنها فارغ از میزان توانایی‌های مالی، فرهنگی و..‌‌. تنها عهده‌داران مسئولیت مواد اولیه جامعه فردا هستند. اگر چه به دلیل عدم مسئولیت‌پذیری دستگاه‌های مربوطه هنوز آمار دقیقی از جمعیت کودکان و نوجوانان دارای معلولیت در دست نیست اما به جرات می‌توان گفت تعداد این افراد جمعیت قابل توجهی را گرد می‌آورد؛ با این حال هنوز سازمان بهزیستی به عنوان تنها نهاد متولی معلولان در ایران، مسئولیت شفافی را در این زمینه به عهده نگرفته است. در ساختار دولت‌ها تاکنون توجه اکیدی شامل طیف کودکان دارای معلولیت نشده و می‌توان گفت جامعه هرگز به خواسته‌ها، نیازها، مشکلات و آینده این شهروندان کوچک نیاندیشیده است. گویا سوالاتی از این قبیل که کودک معلول چگونه با معلولیت خود کنار بیاید؟ چگونه به پرسش‌هایی که همسالانش در خصوص تفاوتشان با او خواهند داشت پاسخ دهد؟ چطور خود را به سطح نشاط همکلاسی‌هایش برساند؟ چگونه از اعتماد به نفس لازم بهره‌مند شود و هزاران سوال دیگر که کودکان معلول باید به تنهایی و بدون هیچ مهارت از پیش آموخته شده‌ای باید از عهده پاسخ‌‌هایش برآیند هنوز به ذهن هیچ مسئولی خطور نکرده است. مسلم است کودکان در این دوره حساس پر از سوالات و کنجکاوی‌های خاصی هستند و این میل در کودکان معلول بیشتر و حساس‌تر است و بدیهی است که با میزان بالایی از حساسیت نیز باید پاسخ گفته شود، این طیف باید باید به طور ماهرانه‌ای مورد آموزش قرار گیرند تا سالهای آینده زندگی خود را سرشار از توانمندی و اعتماد به نفس طی کنند و باور کنند که آنها نیز شهروندانی عادی هستند و معلولیتشان تنها یک تفاوت است نه ناتوانی، اما جای گله‌مندی است که این قشر در حساس‌ترین دوره زندگی خود را بدون آموزش و کسب مهارت‌های لازم  و درحالی می‌گذرانند که به حال خود رها شده‌اند.
و تاسف آنجا شدت می‌یابد که دستگاه‌های متولی برای پدر و مادرهای این کودکان نیز برنامه‌ای ندارند؛ مبرهن است که  آموزش به والدین دارای فرزند معلول علاوه بر ارتقای سطح تفکر، فرهنگ و توانایی روحی آنها در پذیرش معلولیت فرزندشان،  تاثیر بسزایی در رشد فرزندان معلول آنها خواهد گذاشت.
متاسفانه درست در شرایطی که آموزش و توانبخشی روحی کودکان معلول باید برای جامعه و تمام ارکان آموزشی، فرهنگی، سیاسی و.... آن مهم و اولویت اصلی باشد مشاهده می‌شود که اهمیت این طیف مهم و حساس از جمع‌آوری کمک‌های بلاعوض و خیرانه نیز کمتر است چرا که معاونت مجزایی که به طور اختصاصی به امور کودکان معلول بپرداز هموز در بدنه سازمان بهزیستی ایجاد نشده است. سازمان بهزیستی به عنوان نماینده دولت مسئول رسیدگی به معلولان است و بما به رسالت خود باید شناخت وسیعی از انواع معلولیت‌ها، طیف‌های مختلف معلولین، رده‌های مختلف سنی و چالش‌های هر کدام داشته باشد، با این حال درست در شرایطی که کودکان به عنوان مواد اولیه آینده در هر جامعه‌ای از سطح بالای اهمیت برخوردارند، اما متاسفانه شاهد آن هستیم که این سازمان تاکنون هیچ برنامه‌ای برای این طیف از جامعه  هدف خود ارائه نداده و طبق شواهد گویا دست‌کم در سال‌های آینده نیز برنامه‌ مدونی برای این افراد تدارک ندیده و بر این اساس شاید اگر بگوییم کودکان و نوجوانان دارای معلولیت نزد سازمان متولی خود از کم‌ترین درجه اهمیت برخوردارند چندان بی‌انصافی نکرده باشیم.
به سازمان محترم بهزیستی پیشنهاد می‌شود مطالعه و پژوهش را پیشه کار خود سازد و با بهره‌گیری از دانش کارشناسان خبره حوزه آموزش ( کارشناسان دارای دانش و نه صاحبان مدرک)، به دست آوردن شناختی عمیق از نیازهای کودکان معلول و نگاهی گیراتر به رسالت اصلی این سازمان، دیدگاه خود را نسبت به جامعه هدف و به‌طور اخص «کودکان و نوجوانان معلول» مورد تجدید نظر قرار  داده و طرحی نو دراندازد تا ستاره‌های امید در آسمان سرنوشت کودکان معلول این سرزمین سوسو بزند.
خبرنگار حوزه معلولان کشور
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen