انتخاب صفحه
شماره 4713 - چهارشنبه 18 مهر 1397
شماره های پیشین:

پیشنهاد

جواد لگزیان

خانه عروسک

نورا که در صحنه زندگی خانوادگی و فامیلی چون عروسکی بوده به ناگاه از مناسبات اجتماعی خارج میشود و به صحنه نوری دیگر میبخشد... از نظر هنریک ايبسن (۱۸۲۸-۱۹۰۶) شاعر، نمایشنامه‌نویس و درام نویس نروژی، تراژدي، واقعي‌ترين زندگي است كه وجود دارد، بقيه زندگي، نمايشي بيش نيست. اگر چه تراژدي نيز نمايش است! از اين نظر، تنها نورا است كه واقعا وجود دارد، بقيه عروسك‌هاي اين عروسك‌خانه هستند. نيچه به دوست‌دارانش توصيه مي‌كند كه به راه خويش بروند آن‌گاه به معني واقعي دوستدار او خواهند بود، نورا نيز به راه خويش مي‌رود تا خود راه به طور كامل بگستراند. در اين‌جا كي‌ير كگور و نيچه به هم نزديك مي‌شوند و «فرد» را در چهره نورا به نمايش مي‌گذارند. در چهره يك «اقليت» و يا «گناهكار» كه اتوريته رسمي را پس مي‌زند....
«خانه عروسک « کتابی است از هنریک ايبسن  با ترجمه بهاره آقاگل زاده که در 120 صفحه و توسط انتشارات تابان خرد  به چاپ رسیده است.

کنت مونت کریستو

امروز براي سفر با ملوان ساده دل كشتي فرائون كه در حال لنگر انداختن بر ساحل است، آماده باشيد. بيست وچهارم فوريه 1815، از بالاي كليساي نتردام ديده بان ناوگان سه دكلي بزرگ را مشاهده كرد. آرام آرام كشتي در حال پهلوگرفتن در لنگرگاه مارسي بود اما به جاي كاپيتان لكلر ،جواني با چشمهايي سياه و سيمايي با اطمينان به ملوانان فرماندهي مي‌كرد. «ادموند دانتس» با شتاب خود را به نامزدش، «مرسده» رساند تا خبر کاپیتانی خود را كه گامي مهم براي آينده بود براي پري قصه هايش بازگو كند.اما امان از روزگار كج مدار...زيرا فرناند دوست ادموند در پي اين است كه با يك توطئه رقيب را از ميدان خارج كند. ادموند قرباني توطئه‌اي پيچيده مي‌شود كه او را براي 18 سال به زندان شاندريف مي‌فرستد، زنداني با برج و باروهاي سر به فلك كشيده‌اي كه ادموند جوان حتي آن را در خواب هم نمي‌ديد. در روزگار تيره زندان سياه شاندريف ،پيرمردي به كمك قهرمان قصه ما مي آيد و با او از نقشه گنجي در جزيره مونت كريستو مي‌گويد. به نظر شما آيا كنت مونت كريستو مي تواند بر دزدان بخت خويش پيروز شود؟
     انتشارات هرمس اين رمان جذاب و زيباي الكساندر دوما را با ترجمه محمد طاهر ميرزااسكندري در دو جلد منتشر كرده است كه بي شك يك سفر دريايي پر ماجرا با شمشير بازي هاي زيبا و درس هايي گوهربار چون صبر و اميد براي خوانندگان به ارمغان خواهد آورد. ناگفته پيداست كه اگر سريال كنت مونت كريستو را با بازي «ژراردي پاريو» ببينيد و همزمان هم رمان را ورق بزنيد نكات بسيار ديگري از فرانسه پرآشوب قرن نوزدهم و قلب هاي عاشقان رمانتيك خواهيد آموخت. چرا كه تنها بر چهره اين هنرمندان افسانه‌اي فرانسه است كه حس انتقام با گذشتي انساني و والا به حس عفو تغيير پيدا مي‌كند.
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen