انتخاب صفحه
شماره 4979 - سه شنبه 2 مهر 1398
شماره های پیشین:

سرمقاله

مهر آموزشی و وزیر تازه

محمدرضا نیک‌نژاد

از دیروز مدرسه‌ها پذیرای بیش از 14 میلیون و 500 هزار دانش‌آموز و کمتر از یک میلیون آموزگار شدند. مهر آموزش در حالی آغاز می‌شود که نهاد آموزش در شش سال مدیریت رئیس جمهور روحانی چهارمین وزیر را تجربه می‌کند. برکسی پوشیده نیست که نخستین پیامد تغییرات پی در پی و بی‌ثباتی در مدیریت در هر سازمانی، کوتاه مدت شدن برنامه‌ها و اجرای ناقص و ناکارآمد برنامه‌های میان مدت و بلندمدت در آن است. عدم ثبات در مدیریت در بزرگ ترین و فراگیرترین وزارتخانه کشور در حالی رخ می‌دهد که وزیر تازه کمترین تجربه در آموزش و پرورش را دارد و بیم آن می‌رود که این وزارتخانه پر چالش، با همه دشواری‌های خرد و کلانش را دچار آسیب‌های گسترده‌تر و ژرف‌تری گرداند؛ که شوربختانه نشانه‌هایی از آن حتی پیش از آغاز بکار وزیر تازه آشکار شده بود .
اما در بند بالا به جایگزینی برنامه‌های میان مدت و بلندمدت با برنامه‌های کوتاه مدت و روزمره اشاره شد. اگر بخواهیم به نمونه‌هایی از این جایگزینی بپردازیم، دم دست ترین آنها جایگزینی برنامه‌های بلندمدتی مانند بارآوری شهروندان پرورش یافته و آماده برای زندگی در جهان با پیچیدگی‌های روزافزون، دوستدار و حافظ محیط زیست، صلح طلب و نوعدوست، راستگو و پاسخگو و آماده برای همکاری با هم نوعان خویش برای رسیدن به هدف‌های والای انسانی و .... با گرفتاری‌های روزمره اما دیرپایی مانند مدرسه‌ها و کلاس‌های فرسوده، بحران کمبود نیرو، دستمزدهای اندک حقوق بگیران، کمبود شدید بودجه و درگیر کردن مدیران به عنوان رهبران آموزشی با فعالیت اقتدارزدا و بر باد دهنده احترام و جایگاه مدیریت، یعنی جمع‌آوری پول از خانواده‌ها، گرفتار کردن معلمان از رسمی و بازنشسته و حق التدریس و خرید خدمات آموزشی و ... با طلب‌ها و معوقات چند ماهه تا چند ساله، درگیر کردن شدید وزیر با خواسته‌های سیاسی، شخصی و جناحی نمایندگان مجلس و صاحب نفوذان کشوری و منطقه‌ای و .... است.
هر چند که پیشینه اجرایی وزیر تازه تناسب اندکی با جایگاه و مسئولیت خطیر و کنونی‌اش، یعنی سکانداری نهاد آموزش دارد اما بکارگیری علی طیب نیا، وزیر پیشین اقتصاد، به عنوان رئیس کمیته اقتصاد آموزش و پرورش، می‌تواند نوید بخش برگزیدن راهی درست در بسامان کردن وزارت پر آشوب و آکنده از گرفتاری‌های اقتصادی آموزش و پرورش باشد. به نظر می‌رسد اگر چنین کاری در بخش‌های دیگر و البته متناسب با ماهیت و ذاتِ آموزش انجام پذیرد، می‌تواند بسیار بسیار راهگشا باشد. بازبینی و انتخاب رویکرد آسیب شناسانه با آشفته بازار کمبود نیرو، کند کردن شتاب باور نکردنی پولی‌سازی آموزش و گسترش آسیب‌زای شکاف طبقاتی و عدالت زدایی در آن، چه درمورد دانش‌آموزان و چه در بکارگیری استثمار گونه برخی نیروها مانند معلمان خرید خدمات آموزشی یا معلمان تمام وقت، بازگرداندن نهادهای پژوهشی به جایگاه واقعی شان و مبارزه با ناکارآمدی فعالیت‌های کنونی آن‌ها در دست و پنجه نرم کردن با دشواری‌های کهنه و تازه آموزش و پرورش، خانه تکانی در دیدگاه‌ها و روش‌های القایی و ناکارآمد، و جایگزینی دیدگاه‌ها و روش‌های پرورشی نوین با آنها و ... نمونه‌هایی هستند که وزیر با برگزیدن مشاورانی در سطح طیب‌نیا می‌تواند در میان مدت به ریل گذاری درست در کارها بینجامد و در درازمدت به بهسازی آموزش منجر شود.
گرچه روند چند دهه‌ای آموزش و ترکیب دست اندرکاران کنونی آموزش و پرورش، شرایط اقتصادی- سیاسی کشور، فشار نهادهای قدرتمند بر پیکره نحیف آموزش و حساسیت و توقع بیش از اندازه از آن و ... چندان امیدی برای اجرای پیشنهاد بالا باقی نگذاشته است اما در آغاز مهر و بخاطر 14 میلیون و 500 هزار دانش‌آموز و خانواده‌های‌شان چاره‌ای جز امیدواری نداریم. امید است امسال، سالی خوب برای ساختار آموزشی کشور و دانش آموزانی باشد که با امید به کلاس‌ها می‌آیند و با امید به آینده‌ای درخشان درس می‌خوانند. 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen