انتخاب صفحه
شماره 5159 - چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399
شماره های پیشین:

سرمقاله

بورس سهام؛ نوسان دو درصد و نه پنج درصد

بهروز پورسینا 

بورس سهام و اوراق بهادار ایران از نیمه دوم سال ۱۳۹۸ وارد مرحله جدیدی شده است که در صورت یله و رها بودن، به نحوی که تا حدودی در حال حاضر است، می‌تواند بجای منافع و سودمندی برای جامعه و اقتصاد کشور، دارای ضررهای عدیده عمده‌تری در بخش‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باشد که امیدواریم چنین اتفاقی رخ ندهد. در نگاهی به فرایند تحولات بورس به ساده‌ترین شکل و با مراجعه به صرفا یک شاخص، یعنی شاخص کل، در می‌یابیم که این شاخص پس از پایان جنگ تحمیلی، طی ۸ سال و از سال ۱۳۶۸ که در کانال ۱۰۰ واحدی بود، به کانال ۱۰۰۰ واحدی در سال ۱۳۷۵ رسید و ۱۰ برابر شد. پس از آن، ۱۱ سال طول کشید که شاخص کل به کانال ۱۰۰۰۰ واحدی در سال ۱۳۸۶ برسد. پس از این، مجددا ۱۱ سال به طول انجامید تا شاخص کل، ۱۰ برابر شده و وارد کانال صد هزار واحدی در سال ۱۳۹۷ شود.
وزیر محترم اقتصاد، آقای دکتر دژپسند و روسای قبلی و فعلی بورس اوراق بهادار باید به این پرسش اساسی پاسخ روشن و رسمی دهند که چه شده است، در شرایطی که رشد اقتصادی کشور و درآمدهای ناشی از فروش نفت از سال ۱۳۹۷ از ناحیه تحریم‌های ظالمانه و تحریم‌های تروریستی اقتصادی یکجانبه آمریکا بر علیه کشورمان دچار آسیب‌های متعدد و چشمگیری شده است، اینبار صرفا فقط ظرف دو سال، شاخص کل سهام در بورس اوراق بهادار ۱۰ برابر شد و از کانال ۱۰۰ هزار واحدی در فروردین ۱۳۹۷ وارد کانال یک میلیون واحدی در سال ۱۳۹۹ شده است! این قلم، تلاش کرد تا در سرمقاله «دولت و مردم، هشدارها در مورد بازار سرمایه را جدی بگیرند» به تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۹۹ به آن بخش از تحلیل که مربوط به تعدیل قیمت‌های ارز از فروردین ۹۷ تاکنون است بپردازد و نشان داده شد که این وجه از تحلیل در بخش قیمت‌های ارز، نمی‌تواند دلیل منطقی ۱۰ برابر شدن شاخص کل سهام در بورس اوراق بهادار شود. در این ارتباط تاکنون تحلیل‌ها و اظهارنظرهای مختلفی از سوی کارشناسان و اساتید دانشگاه ارائه شده است ولی هیچ یک، تحلیل جامع قانع‌کننده‌ای را نتوانسته‌اند ارائه کنند. تجربه در بازارهای دیگری نظیر طلا و ارز و ساختمان و خودرو، نشان داده که هر زمان در این بازارها، تعدیل قیمت به دلیل کاهش ارزش پول ملی و افزایش نرخ ارز صورت گرفته است، جملگی در تبعات و عوارض «حبابی شدن بازار» قرار گرفته‌اند. بازار بورس نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه به دلایل عدیده، بیش از بازارهای دیگر می‌تواند دچار عوارض حبابی شدن بازار شود که پرداختن به آن، مثنوی هفتاد من کاغذ شود. پس حق طبیعی جامعه است تا مسئولین اقتصادی و بورسی کشور، تحلیل و دیدگاه‌های خود را در این زمینه بصورت هماهنگ و رسمی منتشر کنند. البته، مدیرعامل بورس تهران طی یک مصاحبه‌ای که اخیرا داشته است، بیانات غیر قابل اتکائی را در مقام پاسخ به پرسش مطروحه فوق، ارائه کرده است. بطور مثال ایشان در خصوص اینکه آیا بورس در دامنه نوسانات فعلی دچار حبابی شدن شده است یا خیر، چنین پاسخ می‌دهد!: «درباره موضوع حباب، پژوهشکده مطالعات اقتصادی وزارت اقتصادی به طور مستقل تحقیقی انجام داده و موضوعیت کلی حباب رد شده است، ولی ممکن است شرکت‌هایی در اندازه‌های کوچک وجود داشته باشند که دارای ارزش مازاد over value  باشند و به واسطه رفتار بازار حتما اصلاح می‌شوند. ولی علت اصلی افزایش  قیمت‌ها در بازه زمانی کوتاه به کمتر توجه کردن سهامداران به مقوله سود آوری  بوده و به ارزش‌های جایگزینی روی آورده‌اند. دوستانی که نظریه حباب را مطرح می‌کنند شاید ملاک تعیین قیمت آنها سود‌آوری جریان‌های نقدی و ارزش فعلی جریان‌های نقد آتی باشد و تفاوت در دیدگاه‌ها است. اگر بخواهیم به طور کلی به این پرسش پاسخ دهیم، می‌توان گفت بورس ما به واسطه ارزش‌های جایگزینی حباب نیست ولی ممکن است شرکت‌های کوچکی باشند که با قیمتی بیش از ارزندگی خود مواجه شده و در اصطلاح Over Value  بوده و برخی‌ها به واسطه تمرکزی که بر روی شرکت‌های کوچک دارند چنین اظهار نظرهایی کرده‌اند». قضاوت را به خوانندگان محترم یادداشت واگذار می‌کنیم.
دکتر عبده تبریزی، دبیر کل اسبق بورس نیز درخصوص وضعیت فعلی بازار سهام در مصاحبه با یکی از روزنامه‌های اقتصادی کشور اظهارنظر‌های جالب و درخور تاملی کرده و گفته است: «از آنجا که همه فکر می‌کنند شاخص بازار سهام باز هم بالا و بالاتر می‌رود و در این میان رفتار عقلایی وزن و سهم کمی در خریدها از این بازار (سهام) دارد و عمدتا افراد براساس هیجان شکل گرفته، اقدام می‌کنند، در نتیجه فعلا شاخص رو به صعود است». عبده تبریزی در جایی دیگر طی یک گفتگوی اقتصادی اظهار کرده بود: «عامل اصلی رشد بورس در این سه سال، نرخ تورمی بوده که بر اقتصاد ایران تحمیل شده است. این رشد بیش از حد تصور در بازار سرمایه، حاکی از آن است که انتظارات تورمی مردم از آنچه بانک ‌مرکزی اعلام می‌کند، بالاتر بوده است و در نتیجه تلاش می‌کنند که برای در امان ماندن از تورم، نقدینگی خود را وارد بازار سرمایه کنند که همین امر موجب هجوم نقدینگی به این بازار شده است. علاوه بر آن رکود حاکم بر بازار مسکن و سیاست‌های پولی اتخاذ شده توسط بانک‌مرکزی و فضای امنیتی موجود در بازار ارز سبب شده است که سفته‌بازی در بازار ارز به کمترین میزان خود برسد». «تمامی صاحب ‌نظران بورس بر این باورند که بازار ۲ سال از درآمد خود را پیش‌خور کرده است. همین امر عاملی شده است که با مشاهده صورت‌های مالی شرکت‌ها تساوی بین ارزش ذاتی و اسمی دارایی‌ها از بین برود.»  در اظهار نظر دیگری که در گفت‌وگوی یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار با برخی از اعضای اسبق شورای ‌عالی جامعه حسابداران رسمی ایران مطرح شد به مصوبه هیات وزیران در دی سال ۱۳۹۸ پرداخته شد که در آن، شرکت‌ها با تجدید ارزیابی دارایی‌های‌‌شان می‌توانند افزایش سرمایه دهند و حتی، امکان پوشاندن زیان‌های انباشته و نیز افزایش بهای تولید کالاها و خدمات عمومی و فروش سهام شرکت‌ها به قیمتی بالاتر، دور از ذهن نیست.
کلام پایانی و نتیجه‌گیری: آنچه موجب شرایط فعلی و قوام آن در بازار بورس سهام ایران شده است، یک بحث است و اینکه با چنین بازاری چه باید کرد، بحث و مقوله دیگری است. به باور نگارنده، وقتی شاخص کل از نیم میلیون عبور کرد، اجازه نوسان روزانه قیمت در دامنه ۵ درصد دیگر منطقی نبوده است بلکه در هر مرحله می‌بایست دامنه نوسان‌های ۴ و ۳ درصد را بورس سهام اجازه می‌یافت و تجربه می‌کرد. همانطور که در صدر یادداشت نشان داده شد، حدود ۳۰ سال طول کشید تا شاخص کل بورس سهام ایران به کانال ۱۰۰ هزار واحدی برسد. حال، با چه منطقی می‌توان پذیرفت که در بورس فعلی سهام، اگر شاهد دو روز رشد متوالی ۵ درصدی باشیم، شاخص کل بیش از ۱۰۰ هزار واحد افزایش پیدا کند! و بالعکس، با دو روز افت ۵ درصدی، شاخص کل بورس بیش از ۱۰۰ هزار واحد کاهش پیدا کند؟! پس ضروری‌ترین و آنی‌ترین سیاستی که باید در بورس فعلی اعمال شود، محدود شدن دامنه نوسانات قیمت سهام در دامنه ۲ درصد است.

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen