انتخاب صفحه
شماره 5160 - پنجشنبه 1 خرداد 1399
شماره های پیشین:

نگاه

رهایی از ترافیک امکان دارد؟!

فخری سادات مسچی 

يکي از مشکلات جوامع بشري که به خصوص دولتها با آن دست به گريبانند و براي حل آن به هزار در مي زنند مشکل ترافيک است. بهتر است قبل از هر چيز به اين بينديشيم که  شايد خود ما و طرز رانندگي ما بيشتر از هر چيز ديگري  مي تواند بر مشکل ترافيک دامن بزند. متاسفانه در پايتخت بسيار شاهد اين بوده‌ايم که حتي با يک نم باران بسياري از بزرگراه‌ها به خاطر ترافيک قفل مي شوند و جالب اينجاست که وقتي تو ماشين نشسته و به حرف مردم گوش مي دهيم مي گويند  «طوري شده اگه يک سطل آشغال شهرداري از يک سمت خيابان به اون سمت منتقل شود در آن محدوده از خيابان مطمئنا شاهد ترافيک خواهيم بود». در صورتي که اين حرفها اصلا اساس درستي ندارد و فقط مي توان به آن خنديد، چون در صورتي که خود ما اگر به قوانين و نيز  مهمتر از همه در صورت آشنايي با قوانين و باز مهمتر از آن با قانون پشت فرمان نشستن آشنايي کافي داشته باشيم به جرات مي توان گفت با جابه جايي يک سطل آشغال در يک  محدوده اي از خيابان هيچ گاه دچار ترافيک  نخواهيم شد.
نبايد اين نکته را فراموش کنيم که اگر احداث محلات جديد با استفاده از شيوه‌هاي معماري نو به جاي محلات قديمي و نيز احداث معابر بزرگتر و دگرگونيهاي ديگر در سطح شهر نبود و انجام نمي شد  با يک نم باران چه  فاجعه اي عظيم رخ مي داد!
ما در عصري زندگي مي کنيم که از زماني که متولد مي شويم در برابر بيماريها مصونيت داريم. بسياري از بيماريها ي مهلک به دست داروها و جراحيهاي مدرن معالجه مي شوند. به طور حتم روزي درمان بيماريهاي لا علاج و موارد جدیدی چون کرونا هم پيدا مي شود. امروزه در زندگي اميدواري رو به افزايش است و به طور کلي بايد بگوييم امکان يک زندگي خوش و طولاني بيشتر فراهم است تا گذشته اما   ما روزانه شاهد کشته شدن مردها، زنها و کودکان بسياري در جاده‌ها هستيم. اينجاست که بايد بگوييم انسان در مقابل اتومبيل! يک جنگ بدون پايان، جنگي که انسان در برابرش کم آورده و حالا حالاها قرباني مي دهد.
هزاران کشته در جادهها و ما عقب نشسته ايم و نظاره گر و وقت را با سطل آشغال شهرداري مي گذرانيم.
به نظر من وقتي قردي پشت فرمان اتومبيل مي نشيد، آن اتومبيل جزوي از هويتش مي شود و شکي نيست بگوييم اتومبيل مي تواند ويژگي يک شخص را تغيير دهد. مردمي که خيلي آرام و ساده هستند ممکن است پشت فرمان اتومبيل به اشخاصي غيرقابل باور بدل شوند. مطمئنا وقتي رفتاري غير از شخصيتش مي بيني و مي پرسي چرا اينقدر خشن و بد رانندگي مي کني در جواب براي توجيه خود مي گويد حقيقتش اعصاب ندارم، حسادت، دلسردي و نااميدي را بهانه مي کند چون در يک لحظه سطحي شخصيت واقعي او پشت فرمان پنهان شده است.
اين سوال مطرح است چرا جامعه بايد به نرمي و مهرباني با اين رفتار اتومبيل ران لبخند بزند و با گذشت و عقو رفتار کند.
بايد براي آرامش تلاش کرد و هر چيزي را براي به وجود آوردن آرامش انجام داد. امروزه پارکينگهاي بزرگ داير مي شود اما باز کم است و حجم فراواني اتومبيلها شهر را به پارکينگ بدل کرده است. جالب اينجاست که عده اي کشتار در جادهها را با توجيه به نسبت آمار جمعيت به دست فراموشي مي سپارند.
مي بينيم موازين دنيا بسيار تلاش کرده تا از بيهوده تلف شدن زندگي مردم در ترافيک بکاهد، و بسياري از محدوديتها را به وجود آورده است اما گاهي خود محدوديتها هم به طور کافي محدود نيستند.
با ايجاد يک سري موازين و قوانين به طور سودمند و تاثيرگذار بر کاهش حجم تصادفات مي توان مثالهايي مختلف مطرح کرد:
آزمايش رانندگي را به طور استاندارد و خيلي سخت تر از آن چيزي که امروزه است مد نظر گرفت.
از همه رانندگان بايد هر سه سال تست رانندگي گرفته شود.
سن جوانان براي استفاده از وسايل نقليه بايد افزايش يابد.
همه وسايل نقليه بايد سالانه خيلي دقيق معاينه فني شوند.
قانون‌هاي رانندگي در تمامي خروجي جادهها بايد دقيق و محدودتر شود.
ماکسيمم و مينيمم محدوديت سرعت بايد در همه جاده‌ها و بزرگراه‌ها تحميل شود.
دولتها و حکومت بايد براي کارخانههاي توليد خودرو يک مشخصه ايمني وضع کنند.
اين سنجشها و معيارها ممکن است خيلي دقيق و سخت باشد، اما مطمئنا هيچ معياري نبايد از نظر دور مانده شود اگر که در کاهش ميزان تلفات رانندگي موثر باشد.
در پايان اين صحبتها اين نکته حائز اهميت است که دنيا براي ما انسانها است نه براي خودروها.
به اين نکته نيز بايد توجه داشت که همه بايد دست به دست هم بدهيم تا معضل ترافيک حل شود، و ناگفته پيداست که هيچ وقت بدون تعامل دولت و مجلس و مردم نمي توان شهر را از چنگال ترافيک نجات داد.
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen