انتخاب صفحه
شماره 5160 - پنجشنبه 1 خرداد 1399
شماره های پیشین:

پایان مجلس دهم و چند سوال

محمدحسین روانبخش 

مجلس دهم روز گذشته با برگزاری آخرین جلسه خود به پایان راه رسید. اگر چه قضاوت درباره عملکرد این مجلس و نمایندگانش نیازمند بررسی مفصل و دقیقی است اما مروری اجمالی بر چهار سال عملکرد این مجلس نشان می‌دهد که برخلاف تبلیغات و جوسازی‌هایی که می‌شود، این مجلس چیزی از مجلس‌های هفتم تا نهم کم ندارد. در واقع اگرچه عملکرد مجلس دهم درخشان نیست و ضعف‌های بسیاری می‌توان برایش شمرد اما این ضعف‌ها در مجالس قبلی هم وجود داشته و آن مجلس‌ها، گاه حتی از مجلس دهم هم ضعیف‌تر بوده‌اند. اما چرا مجلس دهم این همه زیر تیغ انتقاد و گاه بهانه گیری است و به‌گونه‌ای تبلیغ می‌شود که گویی این مجلس، با فاصله بسیار ضعیف‌ترین مجلس در طول تاریخ جمهوری اسلامی بوده است؟ 
پاسخ این سوال را می‌توان در چند بخش داد:
1- در دوران ثبت نام مجلس دهم، اگرچه بسیاری از فعالان سیاسی به نحوه تائید صلاحیت‌ها اعتراض داشتند و معتقد بودند که بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب در فهرست تائید صلاحیت‌ها نیستند، اما حمایت مردم از فهرست اصلاح‌طلبان باعث شد در حوزه‌هایی که امکان رقابت بود، چهره‌های اصلاح‌طلب وارد مجلس شوند. شکست سنگین اصولگرایان در تهران که نتوانستند حتی یک نفر از فهرست خود را به مجلس بفرستند، مسلما برای این جناح سیاسی سنگین بود، بخصوص اینکه در فهرست اصلاحات عموما چهره‌هایی بودند که چندان برای مردم شناخته شده نبودند و به علت رد صلاحیت‌ها، چنین فهرستی بسته شد. با این همه واقعیت این بود که اکثریت مجلس در دست اصولگرایان بود، اصولگرایانی که بعضی از آنها توانسته بودند به لطایف الحیل با فهرست اصلاح طلبان وارد مجلس شوند. این واقعیت وقتی به خوبی آشکار شد که در رقابت عارف و علی لاریجانی برای ریاست مجلس، عارف نتوانست رای کافی را جمع کند و لاریجانی چهار سال دیگر رئیس مجلس شد. علی رغم این موضوع، تبلیغ علیه مجلس دهم به شدت ادامه یافت و حتی داستان به قربانی کردن اصولگرایان مجلس هم رسید. به نظر می‌رسد که مهمترین انگیزه برای این کار، برای ارسال این پیام به مردم بود که چرا به ندای «تکرار» آقای خاتمی لبیک گفته‌اید! موقعیت رئیس دولت اصلاحات چنان بود که بعضی افراد برای تضعیف آن حاضرند چهار سال علیه مجلسی با اکثریت اصولگرا تبلیغ کنند!
2- مساله دیگر درباره مجلس دهم، همراهی این مجلس با دولت بخصوص در موضوع سیاست خارجی بود. تصویب برجام در مجلس نهم، برای کاسبان تحریم بسیار سنگین بود و دائم سعی داشتند با عنوان این ادعا که «برجام 20 دقیقه‌ای در مجلس تصویب شد»، مشروعیت برجام را زیر سوال ببرند. جالب اینجاست که در این چهار سال این ادعا به گونه‌ای تکرار شده که گویی برجام در مجلس دهم تصویب شده است! مخالفت با برجام و به شکست کشاندن آن به اندازه‌ای برای کاسبان محترم حیاتی و لازم بوده که در طول این سال‌ها تبلیغات سنگین آنها علیه این توافق ارزشمند، باعث شد بسیاری ندانسته و ناخودآگاه در راه تامین منافع این کاسبان قدم بردارند؛ اما چون اکثریت مجلس چنین نکرد، مورد غضب واقع شد.
3- بازگشت و در اختیار گرفتن کامل مجلس هدفی بود که در طول این چهار سال بعضی طیف‌های سیاسی از جمله «شکست خوردگان از حسن روحانی در انتخابات»  دنبال می‌کردند. این افراد فتح مجلس را مقدمه فتح دولت می‌دانستند ولی چون نمی‌توانستند از جنبه ایجابی برای خود تبلیغ کنند و به پیروزی برسند، سعی کردند با تخریب مجلس دهم، در این راه به پیش بروند. رد صلاحیت‌ها که همواره یکی از برگ‌های برنده این گروه هست و می‌توان پیشاپیش به کمک موثر آن امیدوار بود. بنابراین تمام تلاش این گروه‌ها در چهار سال گذشته، تخریب مجلس بود، تخریبی که گاه حتی اساس مجلس را هدف می‌گرفت و مثلا به تمجید از لیاخوف و لزوم پیدایش یک لیاخوف جدید سخن گفته می‌شد!
به هر حال امروز مخالفان مجلس دهم، سرافراز و خوشحال، چشم انتظار شروع به کار مجلس خودشان هستند، مجلسی که قرار است مقدمه پیروزی‌های بعدی باشد. اما آیا در دوران تازه همچنان اجازه انتقاد به مجلس وجود دارد؟! آیا باز هم می‌توان عملکرد مجلس را زیر ذره‌بین قرار داد یا اینکه از این به بعد مجلس یازدهم جزو مقدساتی می‌شود که نباید به آن چپ نگاه کرد؟ همین یک موضوع می‌تواند نشان دهد که سیاست در نگاه بعضی سیاسیون تا چه اندازه از دیانت ریشه گرفته است و صحت ادعاهای این عزیزان تا کجاست!   

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen