انتخاب صفحه
شماره 5185 - یکشنبه 8 تیر 1399
شماره های پیشین:

التهاب رسانه‌ای مرگ جورج فلوید  تا سکوت خبری خودکشی کارگر شرکت نفت

علی بدیع

در دو - سه هفته گذشته شاهد التهاب ر‌سانه‌ای در اکثر بنگاه‌های خبری جهان بودیم، از آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع در نقاط مختلف جهان گرفته تا اعتراضات مردمی در اروپا و آمریکا، از اخبار ضد و نقیض و ناامیدکننده کرونا گرفته تا مرگ جرج فلوید توسط پلیس آمریکا و صدها خبر دیگر که در این عصر ارتباطات با سرعتی غیر قابل باور منتشر شدند، ولی در رسانه‌های داخلی کشورمان و خصوصا رسانه ملی، بیشترین خبری که به آن توجه شد و بارها و بارها بازنشر شد و مسائل حاشیه‌ای و پیرامونی خاص خود را داشت، مرگ جورج فلوید بود. موضوع جورج فلوید چنان در رسانه‌های رسمی کشور بازتاب داشت که حتی یکی از نمایندگان مجلس جدید را چنان دچار توهم کرد که خواستار نام گذاری خیابانی بنام او شد، واقعیت امر که مرگ جورج، نماد مبارزه با خشونت پلیس آمریکا شد کاملا منطقی است و اخلاق حرفه‌ای رسانه هم بازتاب چنین حرکتی را تائید می‌کند، ولی آیا قدیس‌سازی از شخصیتی بدون توجه به گذشته او که مغایر با فرهنگ ملی و اسلامی ما درست است؟ 
آیا از نظر حرفه‌ای صحیح است شخصیتی که سابقه بزهکاری و رفتارهای هنجارشکن  و مسائل غیراخلاقی فراوانی را در کارنامه خود دارد، در رسانه ملی سرزمینی با این سابقه تمدنی و فرهنگی ما  به این اندازه مورد توجه قرار گیرد؟ درست است که در دنیای امروز، هر حکومتی می‌کوشد با اتکا به نقطه ضعف طرف مقابل، با استفاده از رسانه آن را دستمایه تضعیف رقیب نماید، ولی آیا تا به این حد که ارزش‌های انسانی و اخلاقی خود آن جامعه زیر سوال برود؟  
نکته بسیار مهمی که در این ماجرا دیده می‌شود اینست که چرا رسانه‌های وابسته به حاکمیت از جمله رسانه ملی، آنقدر پیگیر مسائل و مشکلات  مردم آمریکا هستند که یادشان رفته مردم خودی چه می‌گویند. تقریبا همزمان با مرگ فلوید، مردم با هزاران مشکل اقتصادی و معیشتی دست به گریبان هستند و هر روز اخباری از تظلم کارگران به گوش می‌رسد ولی رسانه‌هایی که صدای جورج را فریاد زدند گویی نمی‌خواهند صدای مردم کشورمان به گوش برسد، انتظار مخاطب از رسانه فقط چرایی و دلیل ماجرا بود نه دفاع و حتی حمایت، آن هم در روزگاری که اکبر طبری‌ها میلیاردها میلیارد تومان را چپاول کرده و می‌کنند، آیا اگر مساله‌ای مثل فوت پیرزن زاغه‌نشین در کرمانشاه در راستای یک خواسته به حق در هر کجای دیگر دنیا اتفاق می‌افتاد رسانه‌های داخلی به آن نمی‌پرداختند؟ آیا رسانه‌های متعهد ما فقط صدای از نفس افتادن جورج فلوید را شنیدند ولی سال‌هاست فریاد از نفس افتادن خوزستان و سیستان و کردستان را نشنیده‌اند!!!
در خاتمه مطلب امید ‌که رسانه‌های متعهد کشورمان براساس رسالت کاری و اخلاقی خود صدای مردم زجرکشیده و درمانده جامعه باشند، صدای کارگران مظلوم هپکو اراک و نیشکر هفت تپه باشند و خلاصه بیش از پیش بکوشند که خیلی زود دیر خواهد شد.
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen